اسرافیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ] (اِ.) فرشتة صور، فرشته مأمور دمیدن صور و برانگیختن مردگان در روز ر ستاخیز.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] (اِ.) فرشته صور، فرشته مأمور دمیدن صور و برانگیختن مردگان در روز ر ستاخیز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسرافیل . [ اِ ] (اِخ ) اسرافین . فرشته ٔ صور. (السامی ). فریشته ٔ صور. ملک بعث . صاحب صور. خداوند صور. (زمخشری ) (مهذب الاسماء). یکی از فرشتگان مقرب مأمور دمیدن روح به اجسام و نفخ صور در روز رستاخیز، او قبل از همه ٔ فرشتگان به آدم سجده کرد. (قاموس الاعلام ترکی ). نام فرشته ای است که در قیامت دوبار صور خواهد دمید. در دمیدن اول همه ٔ مخلوق مرده و نیست خواهند شد و در دمیدن بار دیگر همه ٔ مردگان زنده خواهند شد. (غیاث ). اسرافیل بزبان سریانی بنده ٔ خدای تعالی . اسرا بمعنی بنده و ئیل نام خدای تعالی و او ملک مقرب است و بدو متعلق است نفخ صور و احوال قیامت . (کشف ). رجوع به المعرب جوالیقی چ احمد محمد شاکر ص ٨ و امتاع الاسماع ج ١ ص ٨٠ شود.
اسرافیل . [ اِ ] (اِخ ) جامی در نفحات الانس آرد: حضرت اسرافیل از قدیمان است و شیخ الاسلام گفته که وی از پیران ذوالنون مصری است . از مغرب بوده و بمصر رسیده بود. وی را سخنان بسیار است در زهد و توکل و معاملات نیکو. شیخ الاسلام گفت فتح شنجرف بمصر شد از ششصد فرسخ برای سؤال به [ نزد ] اسرافیل رفت چون فرصت یافت پرسید از وی : هل یعذب الاشرار قبل الزلل ؟ گفت مرا صبر ده سه روز. روز چهارم گفت مرا جواب دادند اگر روا بودی ثواب پیش از عمل هم روا بود عذاب پیش از زلل . این بگفت و زعقه ای بزد و درشورید. پس از آن سه روز بزیست و برفت . شیخ الاسلام گفته که آن سه روز درنگ خواستن آن بود اگر در وقت جواب دادی در وقت برفتی . (نفحات الانس چ نولکشور ص ٢٥).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه