اسراء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) در شب سیر کردن.<BR>۲- (مص م.) به سیر درآوردن کسی در شب.<BR>۳- معراج پیامبر اکرم (ص).<br>
فرهنگ فارسی معین
(اُ سَ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ اسیر؛ اسیران، گرفتاران.
( اِ ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) در شب سیر کردن. ۲- (مص م.) به سیر درآوردن کسی در شب. ۳- معراج پیامبر اکرم (ص).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسراء. [ اِ ] (ع مص ) بشب راه رفتن .(غیاث ). بشب رفتن . (تاج المصادر بیهقی ). سری . مسری . ◄ در سراة درآمدن . بسوی سراة شدن . (منتهی الارب ). ◄ نزدیک شدن هنگام خایه کردن . ♦ اسراء جرادة ؛ قریب بیضه نهادن رسیدن ملخ . (منتهی الارب ). تخم گذاری ملخ نزدیک رسیدن . ◄ سیر کنانیدن بشب : سبحان الذی اسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر. (قرآن ١/١٧). ◄ از خود افکندن، چنانکه جامه را. ◄ (اِخ ) معراج رسول . ♦ حدیث اسراء ؛ حدیث معراج .
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی