استیفان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استیفان . [ اِ ] (اِخ ) (تاج ) دو تن به این اسم بودند: اول شخصی که در قرنطش مسیحی شد (کتاب اول قرنطیان ١٦ و ١٥) و پولس او را تعمید داد. و دوم یکی از آن هفت تن بود که کلیسای اورشلیم آنان را برای اینکه حواریان را در خدمت فقرا امداد کنند تعیین کرد. (کتاب اعمال رسولان ٦ : ٦٠١). و او بواسطه ٔ ایمان و امداد از روح القدس معروف بود و از نام او چنان برمی آیدکه یهودی یونانی بوده است چنانکه رفقای او هم جز نقولای جدیدالیهود، همچنین بودند. خلاصه، اعمال قویه ٔ اوسبب اشتعال غیرت و ضدّیت و تعصب یهود گردید علی الخصوص نسبت به اشخاصی که از اعضای مجامع یونانی بودند زیرا احتمال میرود که با ایشان بیشتر ملاقات داشت . و علاوه بر این براهین محکمه و قاطعه ٔ او بیشتر ایشان راتلخ جان گردانید. (اعمال رسولان ٦: ٨ - ١٠). لهذا نسبت کفرگوئی بوی داده دستگیرش کردند و در مجلس شوری برای استنطاق و امتحان حاضر کردند. (کتاب اعمال رسولان ٦ : ١١ - ١٧). و جواب او که شامل تاریخ مختصر اسرائیل میباشد و احترامی که نسبت بخدا و شارع کبیر اسرائیل میداد بر بطلان ادعای شاهدان کاذب دلیلی واضح و برهانی آشکار بود (اعمال رسولان ٦ : ١١ و ١٣)، و نیز مبرهن میساخت که حضور و نظر التفات خدای تعالی نه فقط بآن مکان و آن خیمه معلق و محدود است بلکه در هر جا و هر کس که مشیت مقدس قرار گیرد خواهد بود. و هم واضح کرد که موسی پیش بینی کرده است که شخص نامی و معروفی بعد از من مبعوث خواهد شد. لکن همواره روح جهل و تعصب در اسرائیل بوده و از خصایل ایشان می باشد و آنان که در آن زمان مسیح را بقتل رسانیدند و حال هم با انجیل وی ضدیت می کنند فرزندان حقیقی و متابعین متقدمین خود می باشند که در هر عصر و اوان بر ضد مذهب و طریقه ٔ حق بوده و هستند. خلاصه از قرار معلوم استیفان گفتار خود را در آن محضر با کمال خودداری بیان کرد و چون غضب و عصبیت حضار مجلس را برافروخته دید حجّت عادلانه و سختی بر ضد ایشان اقامه کرد. (اعمال رسولان ٧ : ٥١ - ٥٣). از آن پس چشمان خود را برافراشته گفت اینک آسمان را گشاده و پسر انسان را بدست راست خدا میبینم و ایستادن او گویا برای پذیرائی بنده ٔ امین خود بود. (اعمال رسولان ٧: ٥٤ - ٥٦). ذکر این مطلب مثل فرموده ٔ مسیح که در محضر قیافا فرمود (انجیل متی ٢٦ : ٦٤ - ٦٨) (لوقا ٢٢ : ٦٩ - ٧١) حکام این مجلس را نیز واداشت که از شرایع و قواعد رومیها تجاوز کنند. (یوحنا ١٨ : ٣١). فوراً استیفان را از شهر بیرون کشیده سنگسار کردند. (اعمال رسولان ٧ : ٥٧ - ٦٠). و بر حسب شریعت موسی (سفر تثنیه ١٧ : ٧) شاهدان پیشوائی کردند. (اعمال رسولان ٦ : ١٣). و برای آسودگی خود عباهای خویش را بدست شاؤل که یکی از معاندان استیفان بود دادند و آن مسیحی بر خداوند خود تأسی کرده گفت خدایا اینان را بیامرز چون که نمیدانند چه میکنند و از آن پس بدرجه ٔ شهادت واصل گردید. و اول شهیدی بود که در راه مسیح مقتول گردید. (لوقا ٢٤ : ٤٨) (اعمال رسولان ٢٢ :٢٠). و مرگ وی روح ضدیت عام را در اهالی بهیجان آورده این مطلب سبب پراکندگی مسیحیان و انتشار مژده ٔ انجیل گردیده (متی ١٠ : ٢٣) باعث ازدیاد مؤمنین شد. (اعمال رسولان ٨ : ١، ١٤ و ١١ : ٩١ - ٢١). و بنابر قول ترتلین که در حدود سال های ١٦٠ - ٢٢٠ م . بود خون شهدا همچو تخمی بود که بر زمین افشانده شد. خلاصه از قرار معلوم مستحفظ عبای شاهدان مذکور فوق زودتر از سایرین بغیرت آمد. (اعمال رسولان ٨ : ٣ و ٩ : ١ و ٢). و اگرچه قوت برهان و دلایل متینه ٔ استیفان و شهادت وی براو مؤثر شد با وجود آن باعث برگشت و توبه ٔ او نگردید تا خود خداوند را مفصلاً رؤیت کرد. (اعمال رسولان ٩ : ٤ - ٦). و فی الحقیقة مطلبی که اوغسطن گفته یعنی «کلیسا برای تحصیل نجات و خدمت شایان پولس بدعای استیفان مقروض میباشد» باید تصدیق کرد. و چند سال بعد از آن پولس به حالت استیفان رسید بسیار افسوس خورد ازاینکه در واقعه ٔ او حضور داشته بمرگش نیز راضی گردید. (اعمال رسولان ٢٢ : ٢٠). وفات استیفان محتمل است که در سال ٣٧ م . اتفاق افتاده باشد و بروایتی که سند آن قریب بهمان عصر است محل این واقعه را در شمال اورشلیم نزدیک به دروازه ٔ دمشق تعیین میکند و در قرن دوازدهم آن کلیسائی را که بیادگاری آن شهید در آنجا بنا نهاده بودند دروازه ٔ استیفان مقدس نامیدند. و روایت دیگری نیز هست که محل شهادت او را نزدیک به دروازه ٔ استیفان مقدس حالیه که در طرف شرقی اورشلیم قدری بشمال حرم واقع است قرار میدهد. (قاموس کتاب مقدس ).
استیفان . [ اِ ] (اِخ ) مترجم عمده ٔ مدرسه ٔ طب مصر سابقاً. او راست : قانون الاسبتالیات، طبع بولاق . (معجم المطبوعات ).