استیفاض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استیفاض . [ اِ ] (ع مص ) شتافتن . (منتهی الارب ). شتافتن در رفتن و آوردن . (تاج المصادر بیهقی ). شتافتن در رفتن و در راندن . (زوزنی ). دویدن . بشتاب رفتن . ◄ شتافتن خواستن . ◄ پراکنده شدن شتران . ◄ شتابانیدن . ◄ راندن . ◄ از شهر بدر کردن . نفی کردن . (از منتهی الارب ). تبعید کردن . جلای وطن دادن .