استیداف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استیداف .[ اِ ] (ع مص ) قطره قطره چکانیدن پیه را. (منتهی الارب ). بچکانیدن . (زوزنی ). چکیدن خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ بازکاویدن از خبر. ◄ فراهم کردن زن نطفه ٔ مرد را در زهدان . ◄ باز کردن سر ظرف و مطلع شدن . سرگشادن آوند شیر را و مطلع شدن : استودف لبناً فی الاناء. ◄ دراز گردیدن گیاه . (منتهی الارب ). ◄ چکیدن .