استیثار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استیثار. [ اِ ] (ع مص ) استئثار. استیثار بر اصحاب ؛برگزیدن گزیده ها خویش را نه یاران را: استأثر علی اصحابه . ◄ استیثار به ؛ بخودی خود پرداختن به . برای خود گزیدن . برای خود برگزیدن امری : استأثر اﷲ بالبقاء و العدل ؛ برای خود گزید خدای تعالی بقا و عدل را. ◄ استأثر اﷲ بفلان ؛ وقتی گویندکه کسی بمیرد و امید بخشایش او باشد. ◄ بخودی خود ایستادن بکاری . ◄ بسیار خواستن چیزی را. ◄ بسیار آمدن . (منتهی الارب ).