فرهنگ لغت

استیثاج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استیثاج . [ اِ ] (ع مص ) آویختن بعض از گیاه در بعض و تمام بالا گردیدن آن . (منتهی الارب ). درهم رفته شدن گیاه . ◄ بسیارشدن شتران . ◄ بسیارمال شدن . یقال : استوثج الرجل المال ؛ اذا استکثر منه . (منتهی الارب ). ◄ بسیار خواستن مال . ◄ تمام شدن .

معنی استیثاج | فرهنگ لغت