فرهنگ لغت

استیاک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استیاک . [ اِ ] (ع مص ) سِواک . مسواک کردن . مسواک زدن . دندان مالیدن . یقال : استاک زیدٌ. (منتهی الارب ).

استیاک . [ اُ ] (اِخ ) قوم فینی در سیبری غربی .

معنی استیاک | فرهنگ لغت