فرهنگ لغت

استیام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استیام . [ اِ ] (ع مص ) بها کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). در بیع مکاس کردن . (زوزنی ). و متعدی به علی و باء شود. یقال : استام علیها و بها. (منتهی الارب ). ◄ بها پرسیدن . (منتهی الارب ).

معنی استیام | فرهنگ لغت