استنشاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- آب یا مایع دیگری را به بینی کشیدن.<BR>۲- چیزی را بو کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- آب یا مایع دیگری را به بینی کشیدن. ۲- چیزی را بو کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استنشاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) به بینی کشیدن چیز مایع که بسیار سائل باشد. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). آب و جز آن در بینی کردن : استنشاق آب . ◄ بوی کردن چیزی را. بوئیدن : استنشاق بخور.
واژگان فارسی سره واژهدان
بوییدن، بوکشیدن