استنزال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) فرو آوردن، فرو فرستادن.<BR>۲- درخواست فرود آمدن.<BR>۳- (مص ل.) از مرتبة خود فرو افتادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) فرو آوردن، فرو فرستادن. ۲- درخواست فرود آمدن. ۳- (مص ل.) از مرتبه خود فرو افتادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استنزال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) فرودآوردن . فروفرستادن . ◄ از مرتبه ٔ خود فرودافتادن . ◄ فرودآمدن خواستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ♦ علم استنزال الارواح و استحضارها فی قوالب الاشباح ؛ و هو من فروع علم السحر. و اعلم ان تسخیر الجن او الملک من غیر تجسدها و حضورها عندک یسمی علم العزائم بشرط تحصیل مقاصدک بواسطتهما و اما حضور الجن عندک و تجسدها فی حسک یسمی علم الاستحضار و لایشترط تحصیل مقاصدک بها و اما استحضارالملک فان کان سماویاً فتجسده لایمکن الا فی الانبیاء و ان کان ارضیاً ففیه الخلاف . کذا فی مفتاح السعادة. و من الکتب المصنفة فیه کتاب ذات الدوائر و غیره . (کشف الظنون ).