استنجاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) شجاع شدن.<BR>۲- (مص م.) یاری خواستن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) شجاع شدن. ۲- (مص م.) یاری خواستن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استنجاد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) یاری خواستن . استعانت . ◄ توانا گردیدن بعد سستی . ◄ دلیری کردن بعدترس . یقال : استنجد علیه بعد هیبته . (منتهی الارب ).