استملاء
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استملاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) از یاد چیزی نویسانیدن خواستن . املاء کردن خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). املاءخواستن . (زوزنی ) (منتهی الارب ). طلب املاء کردن . نبشتن خواستن . ◄ املاء پرسیدن . (منتهی الارب ). ♦ استملاء حدیث ؛ املاء حدیث طلبیدن از کسی . ◄ استملأَ فی الدین ؛ ای جعل دینه فی ملأ. (منتهی الارب ). جعل دینه فی املئاء، ای اغنیاء ثقة. (قطر المحیط).