استمساک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استمساک . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) چنگ درزدن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (غیاث ). سخت داشتن دست و غیره در چیزها. اعتصام : استمساکاً به ؛ تعویلاً به . ◄ احتباس . ♦ استمساک کردن به ؛ دست اندرزدن به .