استقضام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استقضام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) اقضام . (از منتهی الارب ). اندک طعام آوردن قوم از شهری در خشک سال .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استقضام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) اقضام . (از منتهی الارب ). اندک طعام آوردن قوم از شهری در خشک سال .