استقران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استقران . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) توانستن کاری را. ◄ توانا گردیدن . (منتهی الارب ). ◄ نرم شدن . (زوزنی ). افزون گردیدن خون در رگ . (منتهی الارب ). نرم شدن و بسیار شدن خون در رگ . (تاج المصادر بیهقی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استقران . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) توانستن کاری را. ◄ توانا گردیدن . (منتهی الارب ). ◄ نرم شدن . (زوزنی ). افزون گردیدن خون در رگ . (منتهی الارب ). نرم شدن و بسیار شدن خون در رگ . (تاج المصادر بیهقی ).