استقتال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استقتال . [ اِ ت ِ تا ] (ع مص ) کشتن خواستن .(منتهی الارب ). مبالغه کردن در حرب و خود را کشتن درآن . ◄ باک نداشتن از مرگ از روی دلاوری . (از منتهی الارب ). ◄ حریصی نمودن بر جنگ تا گوئی که او را آرزو میکند که کشته شود. (زوزنی ).