استفراد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استفراد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) تنها واشدن بچیزی . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). تنها شدن به امری . تنها کردن کاری را. (منتهی الارب ). انفراد به امری . ◄ تنهائی خواستن . ◄ تنها برآوردن کسی را از میان یاران خود. ◄ تنها گذاشتن . (منتهی الارب ).