استفحال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استفحال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بگشن آمدن ماده . (زوزنی ). نر خواستن شتر ماده . ◄ فحل نیکو و توانا جستن تا بچگان خوب و توانا زایند. ◄ بزرگ شدن کار. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ نر گردید خرمابن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استفحال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بگشن آمدن ماده . (زوزنی ). نر خواستن شتر ماده . ◄ فحل نیکو و توانا جستن تا بچگان خوب و توانا زایند. ◄ بزرگ شدن کار. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ نر گردید خرمابن .