استغلاظ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) غلیظ داشتن.<BR>۲- (مص ل.) غلیظ شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) غلیظ داشتن. ۲- (مص ل.) غلیظ شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استغلاظ. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) دانه برآوردن خوشه . (منتهی الارب ). ◄ غلیظ شدن . (منتهی الارب ) (مؤید الفضلاء). سطبر شمردن چیزی را. (منتهی الارب ). ترک گفتن چیزی بسبب غلظت و سطبر شدن . (مؤید الفضلاء). ستبر شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (مجمل اللغة). غلیظ شمردن . (صراح ). ◄ ناخریدن جامه را بسبب درشتی و گندگی . (منتهی الارب ). ناخریدن جامه از بهر زفتی وی . (تاج المصادر بیهقی ).