استغفر ا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استغفر ا. [ اَ ت َ ف ِ رُل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه، صوت مرکب ) بخشایش می جویم از خدای : نگوید این چنین جز گبر گمراه ازین گفتارها استغفر اﷲ. ناصرخسرو. مگوی این کفر و ایمان تازه گردان بگوی استغفر اﷲ زین تمنا. خاقانی . سر دشمنان تو استغفر اﷲ که خود دشمنان ترا سر نباشد سخن بر سر دشمنت قطع کردم که مقطع از این شعر بهتر نباشد. ؟ ◄ خدای ناکرده . هرگز : مرا هر دم بر آن آرد ستیزش که خیز استغفر اﷲ خون بریزش . نظامی . من رند و عاشق در موسم گل آنگاه توبه ! استغفر اﷲ. حافظ. ♦ استغفر اﷲ ربی و اتوب الیه و اسئله التوبة ؛ بخشایش میجویم از خدای پروردگار خویش و بازمیگردم بسوی او. آمرزش خواهم از خدای خویش و بسوی او بازگردم .