استغاثه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ ثِ) [ ع. استغاثة ]<BR>۱- (مص م.) دادخواهی کردن، یاری طلبیدن.<BR>۲- (اِمص.) دادخواهی.<BR>۳- زاری، تضرع.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ ثِ) [ ع. استغاثه ] ۱- (مص م.) دادخواهی کردن، یاری طلبیدن. ۲- (اِمص.) دادخواهی. ۳- زاری، تضرع.
مترادف و متضاد واژهدان
التماس، الحاح، تضرع، زاری، فزع، گریه، لابه، مویه، ناله، ندبه دادخواهی، فریادخواهی، مددطلبی