استعکاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استعکاد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) فربه گردیدن شتر و سوسمار. ◄ به چیزی درآمدن . (منتهی الارب ). ◄ میل کردن و چسبیدن شکار از خوف صیاد: استعکد الطائر؛ انضم الی الشی ٔ مخافةالجوارح من الطیور الجوارح، و استعکد الضب ُ بحجر اوشجر؛ تعصر به مخافة عقاب او باز. (اقرب الموارد). ◄ استعکد الماء؛ اجتمع. (اقرب الموارد).