استعهاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استعهاد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) طلب پیمان و عهد کردن . ◄ پیمان کردن با کسی : استعهد من صاحبه . ◄ سوگندنامه یا بیعنامه نوشتن . ◄ تاوان دادن کسی را از خود یااز نفس خود: استعهد فلاناً من نفسه . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استعهاد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) طلب پیمان و عهد کردن . ◄ پیمان کردن با کسی : استعهد من صاحبه . ◄ سوگندنامه یا بیعنامه نوشتن . ◄ تاوان دادن کسی را از خود یااز نفس خود: استعهد فلاناً من نفسه . (منتهی الارب ).