فرهنگ لغت

استعزاز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استعزاز. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سخت گشتن بیماری . سخت گردیدن بیماری بر کسی . ◄ چیره شدن بر عقل کسی . ◄ بر جای خود ماندن و سخت گردیدن : استعز الرمل . ◄ غلبه کردن بحق کسی : استعزّ فلان بحقی . ◄ استعز اﷲ به ؛ بمیرانید خدا او را. (منتهی الارب ).

معنی استعزاز | فرهنگ لغت