استعراب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- عرب مآب گشتن.<BR>۲- سخن فارسی را عربی کردن.<BR>۳- دشنام دادن، فحش گفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- عرب مآب گشتن. ۲- سخن فارسی را عربی کردن. ۳- دشنام دادن، فحش گفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استعراب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) فحش گفتن . سخن زشت آوردن . ◄ گشن خواه شدن گاو ماده : استعربت البقرة. ◄ غیرعربی را عربی کردن . (منتهی الارب ). ◄ مانا به عرب شدن . بیابانی شدن .