استصباح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- روشنایی کردن.<BR>۲- چراغ افروختن.<BR>۳- روشنی جستن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- روشنایی کردن. ۲- چراغ افروختن. ۳- روشنی جستن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استصباح . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) چراغ فاگرفتن . (زوزنی ). چراغ فراگرفتن . چراغ واگرفتن . افروختن چراغ . چراغ افروختن . (منتهی الارب ). چراغ روشن کردن . استسراج . گیراندن چراغ با چراغی دیگر. ◄ روشنائی کردن . (زمخشری ). ◄ چراغ خواستن . (منتهی الارب ). روشنی خواستن .