فرهنگ لغت

استزلال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استزلال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بلغزیدن خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). لغزانیدن خواستن . لخشانیدن خواستن . (مجمل اللغه ). ◄ بلغزانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). لغزانیدن . (منتهی الارب ). بر لغزش داشتن . قوله تعالی : اِستزلهم الشیطان . (قرآن ١٥٥/٣). ◄ بر گناه داشتن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ بلغزیدن . (زوزنی ).

معنی استزلال | فرهنگ لغت