استدبار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) پشت کردن. مق استقبال.<BR>۲- (مص م.) آخرکار را ملاحظه کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) پشت کردن. مق استقبال. ۲- (مص م.) آخرکار را ملاحظه کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استدبار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) استدبار امر؛ در آخر کار نگریستن چیزی را که در اوّل آن ندیده بود. (منتهی الارب ). آخر کار را ملاحظه و اندیشه کردن، از پس دیدن امری که از پیش ندیده بود. ◄ اختیار کردن چیزی را. (از منتهی الارب ). ◄ ضد استقبال . (منتهی الارب ). از پی فراشدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ◄ از پی کسی بر ستور نشستن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ پشت کردن . ◄ (اصطلاح فقه ) پشت بقبله بودن .