استخبار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) آگاهی جستن، ج. استخبارات.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاستطلاع، استعلام، کسبخبرواژه قبلی: استخارهواژه بعدی: استخدام