فرهنگ لغت

استحکام

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

دوام، مقاومت، پایایی، ثبات، پایداری، ماندگاری، بقا استحکام جنسی: صلابت، سختی (سفتی) نگه‌دارندگی، چسبندگی به‌دیگری، استواری، پابرجایی، استقرار، نگهداری پیوستگی، چسبندگی درونی، انسجام قدرت محکم‌سازی، سخت‌سازی، آب‌کاری، محکم‌کاری جنس محکم و بادوام: استخوان، جنس خوب، فولاد، چیز سخت

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی استحکام | فرهنگ لغت