فرهنگ لغت

استحمال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استحمال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) برداشتن خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). بار برداشتن خواستن . (زوزنی ). ◄ استحمال بر؛ حَمل ِ حوائج و امور خویش به : استحمله نفسه ؛ خواست خود که بردارد نیازها و کارهای او را.

معنی استحمال | فرهنگ لغت