استتمام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استتمام . [ اِ ت ِت ْ ] (ع مص ) تمام کردن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). استکمال . ◄ تم ّ و تمه خواستن از کسی . (منتهی الارب ). ◄ استتمام نعمت ؛ تمام نعمت خواستن . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استتمام . [ اِ ت ِت ْ ] (ع مص ) تمام کردن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). استکمال . ◄ تم ّ و تمه خواستن از کسی . (منتهی الارب ). ◄ استتمام نعمت ؛ تمام نعمت خواستن . (منتهی الارب ).