استتار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ ت ِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) پوشیده شدن، پنهان شدن. <BR>۲- (مص م.)پنهان کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ ت ِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) پوشیده شدن، پنهان شدن. ۲- (مص م.)پنهان کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استتار. [ اِ ت ِ تا ] (ع مص ) در پرده شدن . (زوزنی )(تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). در پرده پنهان گردیدن . (غیاث ). پوشیده گردیدن . (منتهی الارب ). پوشیدگی . اختفاء. تواری . ◄ پوشاندن . پوشانیدن . نهان کردن . پنهان کردن . اخفاء. ◄ پرهیز کردن . (از منتهی الارب ). ◄ مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: استتار در لغت در پرده شدنست . و نزدشعراء آنست که حرفی بجهت استقامت وزن بحرفی بپوشد، مثلاً عین را الف خواند. و این از عیوبست . و مُستتر نزد نحویان قسمیست از ضمیر و آنرا مُستَکِن ّ نیز نامند. و در ضمن معنی لفظ ضمیر شرح آن بیان گردد. ان شاءاﷲ تعالی . ◄ استتار کوکب ؛ پنهان شدن کوکبی در وراء کوکبی دیگر.
واژگان فارسی سره واژهدان
پوشیدگی