استبعاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) بعید دانستن، دور از قبول.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) بعید دانستن، دور از قبول.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استبعاد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) دور شدن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ دوری جستن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (غیاث ). دوری خواستن . (زوزنی ). ◄ دور دانستن . دور شمردن . (زوزنی ). گمان نبردن : استبعد الشی ٔ؛ بعید شمرد آن چیز را. (از منتهی الارب ). از این تقریر استبعاد تمام مینمودند. (جهانگشای جوینی ).