استاییدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استاییدن . [ اِ دَ ] (مص ) استادن . ایستادن : اسب چه طاقت تو دارد زین بر کُه نه تخت چه درخور تو باشد بر چرخ استای . رضی نیشابوری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استاییدن . [ اِ دَ ] (مص ) استادن . ایستادن : اسب چه طاقت تو دارد زین بر کُه نه تخت چه درخور تو باشد بر چرخ استای . رضی نیشابوری .