استانوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استانوس . [ ] (اِخ ) استانوز. قصبه ٔ کوچک ناحیه ٔ مرکزی، در انطالیه قضای مرکز سنجاق تکه از ولایت قونیه قریب ٦٠ هزارگزی شمال غربی انطالیه، بساحل نهری بهمین نام . موقع آن مرتفع و هوایش معتدل و روح افزا و محل تابستانی انطالیه باشد. (قاموس الاعلام ترکی ). ◄ نام ناحیه ای و آن مرکب است از مرکز و ٤٣ قریه و از طرف مغرب محدود است بسنجاق بوردور.
استانوس . [ ] (اِخ ) استانوز. قصبه ایست در قضای مرکزی ولایت و سنجاق انقره (انگوریه ) قریب به ٢٥ هزارگزی غربی شهر آنقره، در محلی که نهر چارسو بشعبه ٔ آنقره از رودخانه ٔ سکاریه ریخته میشود، و وقتی در شمار مرکز ناحیه ٔ ملحق بقضای مرکز بوده است . (قاموس الاعلام ترکی ).
استانوس . [ ] (اِخ ) رودخانه ایست که از کوههای ناحیه ای بهمین نام سرچشمه گرفته و از دو نهر متحد در قصبه ٔاستانوس متشکل میگردد و پس از طی مسافت قریب ٨٥ هزار گز به دریاچه ٔ کستل میریزد. (قاموس الاعلام ترکی ).