اسبونتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسبونتن . [ اَ ت َ ] (هزوارش، مص ) بلغت زند و پازند دیدن . مشاهده کردن . (برهان ). ◄ دوانیدن . (برهان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسبونتن . [ اَ ت َ ] (هزوارش، مص ) بلغت زند و پازند دیدن . مشاهده کردن . (برهان ). ◄ دوانیدن . (برهان ).