اسبوع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسبوع . [ اُ ] (ع اِ) هفته . (منتهی الارب ). هفت روز متعارفه . ج، اسابیع. (مهذب الاسماء). ◄ هفت بار. (مؤید الفضلاء). طاف بالبیت اسبوعاً؛ هفت بار بر گرد خانه گردید. (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسبوع . [ اُ ] (ع اِ) هفته . (منتهی الارب ). هفت روز متعارفه . ج، اسابیع. (مهذب الاسماء). ◄ هفت بار. (مؤید الفضلاء). طاف بالبیت اسبوعاً؛ هفت بار بر گرد خانه گردید. (منتهی الارب ).