اسب سواری
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
سوارکاری گشت، کورس، کراسکانتری، چوگان، پولو، پرش، درساژ، جیمکانا، ولتیژ، بسکتبال اسب سوارکار، اکوسترین، سوار لباس سوارکاری، چکمه، کلاه، کلاه ملون، شلوار، فراک، سیلندر، کت کوتاه مشکی اسبدوانی، مسابقه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی