ازلعباب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازلعباب . [ اِ ل ِ ] (ع مص ) ازلعباب سحاب ؛کثیف شدن ابر. (منتهی الارب ). ◄ ازلعباب سیل ؛ بسیار شدن توجبه و تدافع کردن . (منتهی الارب ): ازلعب السیل ؛ کثر و تدافع. (قطر المحیط). بسیار شدن سیل چنانکه بسیار چیزی را فراهم آرد. (کنز اللغات ).