ازلاع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازلاع . [ اِ ] (ع مص ) در طمع چیزی انداختن کسی را که بگیرد آنرا. (منتهی الارب ). در طمع چیزی انداختن تا آنرا بگیرد: ازلعه ؛ اطمعه فی شی ٔ یأخذه . (قطر المحیط).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازلاع . [ اِ ] (ع مص ) در طمع چیزی انداختن کسی را که بگیرد آنرا. (منتهی الارب ). در طمع چیزی انداختن تا آنرا بگیرد: ازلعه ؛ اطمعه فی شی ٔ یأخذه . (قطر المحیط).