ازغاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازغاب . [ اِ ] (ع مص ) ازغاب کَرْم ؛ برگ برآوردن گرفتن رز بعد سیرابی و بعد جاری شدن آب در آن . (منتهی الارب ). غبارگونه چیزی برآوردن بلگ رز. به تندیدن زر. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ کندامویه برآوردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). موی ریزه ٔ زرد برآوردن چوزه . (منتهی الارب ). موی اول برآوردن جوزه .