ازری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازری . [ اُ زُ ری ی ] (اِخ ) بغدادی . رجوع بکاظم ازری و معجم المطبوعات شود.
ازری . [ اُ زَ ری ی ] (اِخ ) ابراهیم بن احمد. متوفی به سال ٩٩٣ هَ . ق . او را دیوانی است . (کشف الظنون ).
ازری . [ اُ زُ ری ی ] (ص نسبی ) منسوب به اُزر جمع ازار و سمعانی گوید شاید منسوب الیه بفروش ازار اشتغال داشته است و منتسب بدان ابوالحسین سعداﷲبن علی بن محمد الازری الحنفی است . (انساب ).