ازرود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازرود. [ اَ ] (اِخ ) موضعی در خانقاه پی سوادکوه . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص ١١٥ بخش انگلیسی ).
ازرود. [ اِ ] (اِخ ) موضعی در نشتای تنکابن . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص ٦ و ٢٤ و ١٠٦ و ١٥١ بخش انگلیسی ).
ازرود. [ اُ زِ ] (اِخ ) اوزرود. یکی از بلوک ناحیه ٔ نور در مازندران . مرکز وی یوش یا بلده . عده ٔ قری ١٨ و جمعیت تقریبی ٤٤٥٠ تن . حدّ شمالی نیچرستاق کجور، شرقی کمررود، جنوبی لورا و شهرستانک و غربی بیرون بشم کلارستاق . (جغرافیای سیاسی تألیف کیهان ص ٢٩٨ و ٢٩٩). و آن شامل قراء ذیل است : انگه رود، کلبنگاه، هاجه، کام، کلاک، خجیرکلا، مینگ، نیکنام ده، نسن . ناحیه، پیچده، پل (پیل )، ازرسی، از، ازکلا، ولمه، یاسل، یوشی . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص ١١١ و ٣٢ بخش انگلیسی ).