ازرقی هروی | مقطعات | شماره ۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خدایگانا، مهمان بنده بودستند تنی دو، دوش، بنقل و نبید ورود و کباب بطبع خرم و خندان شراب نوشیدند که بر خماهن گردون فروغ زد سیماب نه بر مزاج یکی دست یافت گرمی می نه در دماغ یکی غلبه کرد قوت خواب شرابشان برسیده است و بنده درمانده است خدایگانا، تدبیر بنده کن بشراب