فرهنگ لغت

ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۸۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بر عاج بنا گوش چو سیم و خز تو آغاز همی کند خط دل گز تو ترسم که برون برد سر از مرکز تو بفروش کنون که یار دارد از تو

معنی ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۸۸ | فرهنگ لغت