فرهنگ لغت

ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۶۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

جان زخم سر زلف تو گرداند ریش دل زان دو لب لعل تو می‌باید عیش تا تیره نکردی، ای نگار، از لب خویش یاقوت که به بود بها دارد بیش

معنی ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۶۶ | فرهنگ لغت