فرهنگ لغت

ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۵۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

با عشق بتان چو اوفتادت سروکار خورشید شود همان بشادی بیدار از دولت و از روز بهی دل بردار عاشق نبود روز بد و دولت یار

معنی ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۵۱ | فرهنگ لغت