فرهنگ لغت

ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای دل، ز شراب عشق گشتی سرمست کز رنج خمار او بجان نتوان رست گر از دل من چنین فرو داری دست در روز ز دست تو بشب باید جست

معنی ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۴ | فرهنگ لغت